معمولا بخش اول یک کتاب مخابرات عمومی با تعریف گزارشها ابتدا میشود. با یک تناقض بزرگ! گزارشها دانسته ها نیست بلکه ندانسته هاست! هدف از علم مخابرات ارسال دادهها است. در صورتی که گیرنده خبر را بداند، ارسال آن بی ارزش و وقت تلف کردن است! پس از این منظر، هر خبری که نادرتر بوده و احتمال وقوعش کمتر باشد، ارزش شرحیش بیشتر است. خبر نگار ها به این نوع از گزارشها بمب خبری میگویند. بنابراین گاهی مفاهیم در ظاهر بسیار واضح، آنگونه که به نظر میرسند نیستند! مثالهایی از این دست در علوم دیگر هم وجود دارد. سلطان بلامنازع این نگاه جرج ارول است. در کتاب 1984 که در آن وضعیت کشور اوشنیا کمنیستی در صد سال بعد پیشبینی شده است، چهار وزارت خانه وجود دارد. وزارت عشق، وزارت صلح، وزارت فراوانی و وزارت حقیقت! داستانش را اگر نخوانده اید بخوانید. بیشتر بیان نمیدهم! خلاصه ماجرا اینکه واقعیت همانگونه که میبینیم نیست و ابعاد پیچیده تری دارد. در بحث دموکراسی این پیچیدگی نه تنها وجود دارد بلکه سر در گم تر هم هست! یک رای گیری را تصور کنید. همه احزاب به دنبال این هستند که رای حداکثری را به دست آورند. اگر آرا بین احزاب به طور مساوی تقسیم شود قاعدتا رای گیری شکست خورده است. اما اگر یک حزب حداکثر قاطع آرا را بدست آورد چه؟ حتما از برآیند رای گیری خورسندیم که بله، کل جامعه سر یک محور به اجماع رسیده و دموکراسی از نوع بهشتیش اینبار در زمین ایجاد شده است! ولی پر واضح است که اینگونه نیست! با استناد به کتاب مخابرات و سرک کشی در علم آمار و احتمالات، به راحتی میتوان دریافت چنین برآیند ای در رای گیری، به معنی بیهودگی آن و در واقع مرگ دموکراسی و تولد دیکتاتوری است! زمانی که تقریبا همه آحاد جامعه موافق یک محور هستند یعنی آن مسئله ارزش دادههای نداشته و صرفا به صورت نمایشی و جهت اخذ مابتدایت نامابتدا به رای گذاشته شده است! مسئلهی ارزش به رای گذاشته شدن دارد که ندانیم انتخاب مردم چیست و برای کشف آن رای گیری انجام دهیم! با توجه به وجود سلایق مختلف درجامعه، در چنین رای گیری ای، حداقل دو رقیب نزدیک بهم وجود خواهد داشت یا اگر یک کاندیدا، از سایرین فاصله گرفت، تعداد آرایش از مجموع آرا سایرین خیلی بیشتر نمیشود! نمیدانم چگونه میتوان این مبحث را به سیاستمداران و رای دهندگان آتی فهماند تا مجددا در تله دیکتاتوری دموکرات پوش نیفتیم!
برچسب:
نویسنده: مینا نیکنام