تغییر پدیده جالبیه و در دنیای امروز خیلی بهش توجه میشه. بسیاری از کتابهای انگیزشی، خیلی از مدرسها و تقریبا همه مدیران متخصص ما رو به پذیرش تغییر دعوت میکنند. به نظر درست هم میاد. راه موفقیت از پذیرش تغییر میگذره. چون دنیا متغییر و ما برای اینکه بتونیم در دنیای تازه دووم بیاریم و تسخیرش کنیم باید بتونیم باهاش منطبق شیم. با سازش برقصیم و باهاش هماهنگ بشیم. میگن اکثر آدمها از تغییر میترسن و در برابرش مقاومت میکنن و برنده کسیه که شجاعت پذیرش تغییر رو داشته باشه.رو کاغذ مسئله درست و جذابیه ولی وقتی عمیق و بنیادی نگاهش میکنی یکم چندش آوره! طبق معمول برم تو محور مورد علاقه خودم زیست شناسی! به نظرتون در دنیای حیوانات سلطان پذیرش تغییر و پادشاه ملک سازگاری کیه؟ شیر؟خیر، ایشون سلطان جنگله و در معرض انقراض!سلطان سازگاری کسیه که با انقراض فرسنگ ها فاصله داره، ایشون جناب سوسک هستن!ضعیف،مردنی، چندش آور!هیچکس از له شدن اونها زیر دمپایی ناراحت نمیشه و در دنیا هیچ کمپین رسمی برای حمایت از آنها وجود نداره مگر چند تا خل و چل روانی شبیه من!البته بنده در این زمینه دقیقا پاک هستم و هیچ حس همدردی با سوسک حموم و کابینت ندارم! با این بیانات سوسک باید سالها قبل منقرض میشد ولی نشد، نمیشه و نخواهد شد چرا که خودش رو با این وضعیت و تمام وضعیت های خطرناک دیگه تطبیق میده. با روی باز از هر تغییری استقبال میکنه. سم تازه، سوسک مقاوم نوین، از دستشویی بیرونش کنی تو کابینت سر در میاره.بزرگاش رو بکشی کوچیکاش تکثیر میشن، رو زمین گیرش بندازی بال در میاره پرواز میکنه. خلاصه که شاخک به تله نمیده که منقرضش کنی! اینجاست که تئوری شجاعت پذیرش تغییر زیر سوال میره! و تئوری شجاعت نپذیرفتن تغییر قوت میگیره! ماهی مرده بودن و رفتن به سویی که آب میبرتت که شجاعت نیست!همه میتونن شنا کنن در امتداد امواج،ولی مرد واقعی کسیه که در خلاف جهت امواج خروشان به پیش بره!دنیا دائما در حال تغییره و اگر ما هم دائما در همون راستا تغییر کنیم منقرض نمیشیم ولی سوسک میشیم!اگر تغییر نکنیم سوسک نمیشیم ولی منقرض میشیم!تناقض بزرگ اینجا شکل میگیره!تغییر کردن شجاعت میخواد یا تغییر نکردن؟!
برچسب:
نویسنده: مینا نیکنام